users Online .
Welcome to "Fantasy World" web
Image result for hello

سلام.هرکی از هرجایی هستی به وب من خوشومدی!
اینجا من داستانام و میزارم به امید اینکه یه روز مورد توجه واقع شن D;
سوالی داشتی میتونی ازم بپرسی. با تبادل لینکم موافقم (ینی کیه که نباشه؟)
در صورت بی احترامی فقط شخصیتت و میرسونی...البته من از اون ادمایی نیستم که بیخیالت شم...گفتم که بدونی!
دعوا ازاد...ولی توهین نه...محترمانه بحث کن اگه خیلی ادعات میشه.
خوش بگذره!
ID: @K_TALKHAND
ID CHANEL: @STORYKYAN

[ یکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 2 پارت 2

ادامه مطلب

[ جمعه 4 فروردین 1396 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
توضیح
میخوام یه توضیح کوتاهی درباره ی اتفاقات اخیر بدم (گرچه هیچ نیازی نمیبینم کارای خودم و برای کسی توجیح کنم ولی از اونجایی که تو خماری موندن حس بدیه و منم آدم انسان دوستیم نمیتونم ببینم بدون هیچ ایده ای به من توهین کنین)
خب همه چی از این پیام شروع شد:

میتونین نظر سحر و جواب من و توش بخونین. اگر توهینی میبینین حتما به یه چشم پزشک یا بزرگتر جهت فهم عمیق تر جواب من مراجعه کنین. من چن بار بهش گفتم شاید نظر من اصلا برات مهم نباشه ولی این نظر منه. و حالا بعدی...

البته این چیز خاصی نبود ولی احتمالا بعضی ها میخواستن بگن چرا این و نذاشتی و  تو دروغ میگی و فلان و بصار... و یه چیز مهم تر اینکه اگه به حرفام تا اینجا شک دارین میتونین به نظرات پست اول مراجعه کنین. گرچه این طرز حرف زدن فقط متعلق به سحره و کسی جز اون به من نمیگه کیک شکلاتی با وانیل!
در ادامه باید بگم که یه روز همینطور تو وبا واسه خودم میچرخیدم که یادم اومد خیلی وقت بود میخواستم وب کسایی که هنوزم من و به عنوان لینک تو وبشون دارن و تو لینکام بذارم. پس شروع کردم و وقتی تا یه جایی پیش رفتم و کارم تموم شد گفتم یه سری هم بهشون بزنم...دیدم سحر داره اون داستان زنجیر داغ و مینویسه. نمیدونم شما چه حسی داشتین اما من بعد از خوندن قسمت دوم تنها حسی که داشتم گناه بود. من واقعا گناه بزرگی کردم که وقتم و با چنین چیزی هدر دادم. سعی کردم نظری ندم و با خودم گفتم خب سحر که میخونه و نظر نمیده من چرا باید به چنین چیزی نظر بدم؟ گرچه اگرم قرار بود بدم مسلما نظر خوبی برای سحر نمیشد پس بیخیال شدم و به جاش رفتم تو پیام خصوصی و خیلی محترمانه ازش خواستم شخصیتای من و وارد داستانش نکنه. خیلی ممنون میشم از سحر اگه مثل من اسکرین شات بگیره و بذاره (بدون فتوشاپ یا...) چون من واقعا ذکر خاطر ندارم چی گفتم اما حرف بدی نزدم فک میکنم باید اینطور میبود: سحر جان امیدوارم ناراحت نشی و قصدمم اصلا ناراحتی تو نیست اما اگه میشه لطفا دیگه شخصیتای من و تو داسیت نیار و جواب سحر این بود:

دیگه کسی چیزی نگفت...یه روز همینطور که واس خودم تو وبا میچرخیدم دیدم سحر یه پست گذاشته که میخواد داستان جدیدی رو شروع کنه. تا حدودی خوشحال شدم. چون میدونستم میخواد داستان بهتری رو بنویسه...البته تاکید زیادی داشت که جز چند نفر کسی رو نمیاره و من حس میکردم که اینکارش بخاطر اینه که من بهش گفته بودم من و نیاره تو داسیش گرچه من هرگز فکر نمیکنم سحر تا این حد بچه باشه اما خب, در آخر من هرگز نفهمیدم که ناراحت شده بود یا نه...بگذریم. روزی دوبار به وبش سر میزدم تا ببینم داستان گذاشته یا نه که بلاخره روز موعود فرا رسید. رفتم و داستانش و خوندم و به جرات میتونم بگم بعضی جاها زحمت تایپم به خودش نداده بود و کاملا کپی بود. مقایسه پنج خط اولش با پنج خط اول من کافی بود تا کاملا متوجه بشین این کار کپی ای بیش نیست. عالم و آدم دارن میگن برای زیبایی جمله ها فعل های تکراری و جایگزین و یا حذف کنید بعد این خانوم دو بار از فعل رسید استفاد کرده بود. یا اصن شما از هر استاد و نویسنده ای بپرسی میگه بهتره یه نویسنده ی تازه کار چن تا داستان با زبان محاوره ای بنویسه بعد رسمیش کنه. کسی واقعا از سحر انتظار نداشت اونقدر رسمی داستان بنویسه. فونت,طرز حرف زدن,نشانه های نگارشی, رسمی بودن همه و همه فقط نشانگر تقلیدش بود. و یکی از بزرگترین جک هایی که خوندم پست جدید سحره که گفته بود داستان من و نمیخونه...من زیاد پست ندارم خودتون برین نظرات و بخونین و بگین سحر داستانم و خونده یا نه...اصلا آدمی که داستان من و نخونده باشه چطور میدونه خوبه و میاد ازم میپرسه چطور اینقدر خوبه؟ نه واقعا! 
جدای از تموم این ها بعد از خوندن سحر و رستم و سونیک افق خیلی نزدیکتر به نظر میومد. اون لحظه من واقعا دلم میخواست سرم و بکوبم به دیوار و بمیرم. چطور یه آدم به خودش اجازه میده یه اسطوره ی محترم رو قاطی داستانش کنه؟ اصلا قاطی کردن فرهنگ ایرانی و خارجی توی داستان ابدا نمیتونه خوب باشه...این کار سحر از روی خلاقیتش نبود, نادونی محض بود. سحر با این کارش توهین کرد. به قصه های شبمون. به رستم. به فردوسی بدبخت که سی سال رنج کشید تا یکی اینطوری بیاد گند بزنه به اون همه ابهت. اگه میخواین داستان تخیلی بنویسین از خدایان یونانی یا مصری کمک بگیرین که خیلیم جذاب تر میکنه داستانو. رستم؟ دیو سفید؟ سونیک و سحر؟ وات د فاز؟ خلاصه که این بار فقط افتضاحی متن نبود, توهین و تقلیدم بود... پس من واقعا نتونستم ساکت بمونم



شما توی نظرات من توهین میبینین؟ولی یه نگاه به جواب سحر بندازین...این همون آدمیه که سر در وبش نوشته من انتقاد پذیرم نه توهین پذیر...این یه انتقاد و البته نصیحت بود اما شما طرز برخوردش و نگاه کنید...بعد از تموم اینها مثل همیشه, مثل صد باری که این اتفاق افتاد,سحر یه پست گذاشت و خیلی مظلومانه و زیرکانه همه چی و گردن من انداخت و گفت میرم که جواب من بهش این بود:

 
یه عده ایم هستن فقط منتظرن تقی به توقی بخوره تا بیان پیاز داغش و زیاد کنن. به شخصه هرگز منت کسی رو واسه موندن نمیکشم کسی که بخواد بره میره و کسی که بخواد بمونه هم میمونه. ولی ونوس بعد از اتفاق قبلی من واقعا فکر نمیکردم دوباره بخوای از این کارا بکنی. اوندفه هم حق با من بود و خیلی جالبه که تو داری به دید یه دختری که خودش دس بالا میگیره و فک میکنه همه ازش کپی میکنن به من نگاه میکنی. این کارت نشون داد عوض بشو نیستی و من از آدمای دورو ابدا خوشم نمیاد. شما من و غضنفر صدا کنین اگه سحر وبش و حذف کرد و دیگه به کسی نظر نداد. حتما صدا کنین من مشکلی ندارم...و در آخر من یه خواهشی از همتون دارم. خواهشا به یه متن که حتی ارزش نداره اون و متن صدا کنین نگین: وای خیلی عالی بود ادامش و بزار. با نقد کردن هم داستان طرف بهتر میشه هم شما مجبور نیستین دروغ بگین. همه میتونن بگن عالی بود کلک قضیه رو بکنن ولی دوستای واقعی مشکلات همدیگه رو به هم میگن تا رفعش کنن. با خوندن این پست امیدوارم به واقعیت پی برده باشین و از این به بعد اینقدر زود قضاوت نکنین و گول ظاهر دیگران رو هم نخورین.
در آینده ای نزدیک این جمله رو یادتون باشه که به روباه میگن شاهدت کی بود؟میگه دمم...

موضوعات: متفرقه ،
[ پنجشنبه 3 فروردین 1396 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 2 پارت 1

ادامه مطلب

[ جمعه 27 اسفند 1395 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
3.3
لعنتی این قسمت فوق العاده بود

موضوعات: متفرقه ،
[ جمعه 27 اسفند 1395 ] [ 05:45 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 7
به پایان این ماموریت رسیدیم
امیدوارم که خوشتون اومده باشه و اینکه درباره تیاناک من یه توضیح کوتاهی بدم:
بچه ای که قبل تولدش مادرش بمیره و تو خاک متولد شه به تیاناک تبدیل میشه (یه افسانه فیلیپینیه) اون سعی میکنه تو جنگلا خودش رو به شکل دختر بچه های خوشگل یا نوزادای مهربون دربیاره تا توجه عابرا رو جلب کنه و بعد شکل واقعی خودش و نشون میده. اون از زجر کشیدن دیگران لذت میبره اما نه کشتنشون. بیشتر میشه گفت دوست داره بقیه رو زجر کش کنه

ادامه مطلب

[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
یه دنیای فانتزی داشته باش کی به کیه؟
هر کسی توی دنیای خودش زندگی میکنه و شاید تصوری که شما توی همین لحظه از “واقعیت” دارین، با نفر بغل دستی تون زمین تا آسمون فرق بکنه. اما کی میتونه فرق دقیق این دنیاها رو از هم مشخص کنه؟ چیزی که میشه ازش مطمئن بود اینه که هر کسی دنیای خودش رو خودش میسازه. این دنیا شاید اول از یه فکر فانتزی و حتی بچگانه به وجود بیاد و کم کم خودش رو گوشه به گوشه ی زندگیمون جا کنه. روزی که والت دیسنی تصمیم گرفت سرزمین دیسنی لند رو درست کنه، چقدر با واقعیت های جامعه اش جور در میومده...؟
روانشناس ها میگن فکر کردن راجع به یه موضوع، شانس اتفاق افتادنش رو بیشتر می کنه. اگه صبح تا شب از این بترسید که ممکنه یه اتفاق بد مثل تصادف یا زمین خوردن براتون اتفاق بیفته، احتمالا همینطور میشه و اونوقته که بیرون اومدن از خونه هم براتون یه اتفاق سخت و ناخوشایند به نظر میاد. در عوض اگه اون روی سکه رو نگاه کنیم، یعنی اگه فکر کنیم دنیای اطرافمون همونطوری که توی رویاهامون هست وجود داره، احتمال اینکه این تصور به همون “واقعیت” کلیشه ای نزدیک تر بشه، خیلی زیاده!
تخیل و رویاپردازی به معنی نادیده گرفتن پدیده های اجتماع نیست. این یعنی شما بتونید ذهن خودتون رو کنترل کنید و نگذارید هر خبر یا فکر بد و نا امید کننده ای ذهنتون رو آلوده کنه. تا همین امروز که علم اینهمه پیشرفت کرده، کسی هنوز نتونسته توی فکر کردن و تخیل ذهنی با کسی شریک بشه. پس این اتاق دنج و شخصی افکارتون رو به سلیقه ی خودتون تزئین کنید. شاید شما توی رویاهاتون همیشه در حال سفر کردن هستید، یا شاید دوست دارید همیشه موسیقی ملایمی توی ذهنتون داشته باشید. خوبی این قضیه اینه که توی دنیا تخیل هر چیزی امکان پذیره!
گذشته از اینها، تخیل میتونه توی ابعاد دیگه ای از زندگی به کارتون بیاد. اکثر کسانی که توی حیطه ی کاری موفق بودن، خلاقیت بیشتری نسبت به میانگین جامعه داشتن. کسی میتونه راه حل خوبی برای مشکلات زندگی پیدا کنه که بتونه بیشتر از چارچوبی که جامعه براش تعیین میکنه تصور داشته باشه و به جای اینکه راه تکراری بقیه رو بره، به فکر طراحی یه راه حل جدید باشه. قلم نقاشی روی تابلوی افکار و  تخیلات در دست شماست، پس هر طور که بهتر می پسندید طراحی اش کنید.


منبع:گردالی

موضوعات: متفرقه ،
[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 6

ادامه مطلب

[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 5


ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 اسفند 1395 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 4

ادامه مطلب

[ دوشنبه 2 اسفند 1395 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 3

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 27 بهمن 1395 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 2

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
شمارش معکوس قسمت 1 پارت 1

ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
عکس شخصیت های داستان شمارش معکوس

ادامه مطلب

موضوعات: عکس شخصیت ها ،
[ یکشنبه 17 بهمن 1395 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
تولد
Image result for birthday wishes

امروز تولدمه
به افتخار تولدم وقتی اومدم شمارش معکوس و شروع میکنم

موضوعات: متفرقه ،
[ جمعه 15 بهمن 1395 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ ٭Tąℓҡɧąŋđ٭ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب