users Online ※Kιαηтσяу※
Ɯєℓcσмє Ƭσ "Ƙιαηтσяу" Ɯєв
Image result for hello

به نام اونکه میخندونه مارو...شاید ما هم بخندونیم شمارو
همونکه گریمونم دست اونه...با اینکه خیلی خیلی مهربونه
سلام.هرکی از هرجایی هستی به وب من خوشومدی!
اینجا من عقایدم افکارم انتقادام و شعرای مورد علاقم و میزارم
سوالی داشتی میتونی ازم بپرسی. با تبادل لینکم موافقم (ینی کیه که نباشه؟)
نظر بده و نظر بگیر...خیلی ساده اس پس پیچیده اش نکن و هی نگو آپم! 
من اگه نت داشته باشم حتما بهت سر میزنم و اگه نظری نگرفتی، حتما نظری نداشتم!
در صورت بی احترامی فقط شخصیتت و میرسونی...البته من از اون آدمایی نیستم که بیخیالت شم...گفتم که بدونی!
دعوا آزاد...ولی توهین نه...محترمانه بحث کن اگه خیلی ادعات میشه.
خوش بگذره!
@k_talkhand
چت روم های وب

[ یکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
جواب!
.تو همیشه داری عیب دیگرانو بهشون ثابت می کنی
جدا؟ نه بابا! چه قدر فکر کردی تا این به ذهنت برسه؟ میدونی؟ تو ازون ادمایی هستی که جلوی طرف قربون صدقش میری و پشتش فقط خدا میدونه چیا که نمیگی. خنده داره که این حرفارو از زبون "تو" بشنوم!
بارها و بارها شاهد بودم که تا یه عیبو ایرادی از دیگران می بینی سریع میای تو وبت یه پست می زاری و نصیحت می کنی
نصیحت؟ تو هنوز فرق نصیحت و دلنوشته رو نمیدونی! اگه یه چشم سالم داشته باشی و یه عقل سالم که بخوای پست ثابتم و بخونی، متوجه میشی من فقط نظرم و میگم! لزوما اجبار نیست همه گوش کنن یا تحمیل بشه به کسی! تو از من تو ذهنت یه هیولا ساختی و طبیعیه بخوای یه همچین جوابی بدی!
اون موقع که لیزی از کمبود نظرات شکایت کرد خیلی تند باهاش برخورد کردی در حالی که اصن نیازی به این همه خشونت های الکی نبود آخرم یه *دیگه بهم نظر نده*هم چسبوندی آخر جملت مگه اون با تو بود که اینقدر بهت برخورد؟سریعم رفتی یه پست تو وبت گذاشتی در همون مورد!این چه کاریه آخه!در حالی که می تونستی در کمال آرامش و خونسردی باهاش حرف بزنی!
اولا به تو هیچ ربطی نداره من با کی چطور برخورد میکنم! به نظرت تند بود؟ نظرت و واسه خودت نگه دار. کسی ازت نظر نخواست. میدونی قبل هرچی میخوام ازت تشکر کنم که داری میری و با این پستت باعث شدی چشمام باز شه! خب حالا میدونی چرا بهم برخورد؟ چون این لیزی خانوم گل همیشه با تعداد نظرا مشکل داره و هیچوقت به این فک نمیکنه از چند نفر بهتره. میدونی چن تا وب هستن که بازدید روزانشون شاید سرجمع ده تام نشه و نظر همه ی پستاشون صفره ولی بازم ادامه میدن؟ اما این خانوم خانومای گل قصه ی ما تا تقی به توقی میخوره آهنگ رفتن میخونه و مام باس به سازش برقصیم! تکرار میکنم که بهت ربطی نداره من چه پستی میزارم و چیکار میکنم! از نظرت کار زشتیه؟ به درک! کی ازت نظر خواست؟ به نظر خودم که در کمال ارامش و خونسردی حرف زدم باش! اگه نظر تو فرق داره، تویی که اینقدر ادعات میشه باس بدونی احترام به نظر بقیه واجبه! کسی که به من احترام بزاره، احترام هم میبینه اگر هم نه، بد میبینه!
در مورد سحر....آره کارش خیلی اشتباه بود!اما اونقدر بزرگش کردی و حرفایی زدی که بیچاره کلا از داستان نوشتن منصرف شد...می تونستی همه ی اون حرفارو خیلی منطقی و صریح باهاش در میون بزاری ولی اونقدر اون کلماتی که خودت فکر می کنی کسی رو ناراحت نمی کنه اما کاملا اشتباهه،رو بد گفتی که منم جاش بودم ناراحت می شدم...اینکه بهش بگی داستانش مزخرفه و ارزش خوندن نداره...واقعا چی بگم؟خیلی زشته....اون خیلی از ما کوچیک تره و هنوز دست قلمش اونقدرا خوب نشده...به جای اون حرفا که کلا از داستان نوشتن منصرفش کنی می تونستی بهش بگی که بیشتر کتاب مطالعه کنه یا بهش فن های داستان نویسی رو یاد میدادی!منم اگه هم سن اون بودم طبیعتا مزخرف ترین داستانو می نوشتم ولی دلیل نمیشه که به خاطرش چنین حرفای زشتی که روی روح و روان آدم تاثیر بزاره دریافت کنم! بعضی از بچه ها به خاطر حرفایی که در موردش زدی باهاش سرد رفتار می کنن
از داستان نوشتن منصرف شد؟ چه جالب! کی تو وبش سه داستان جدید داره؟ البته که من! دختر، بیخیال! توهم زدیا! از نظر خودم منطقی بود اگه تو اینطور فک نمیکنی نظرتو واس خودت نگه دار. به نظرت زشته؟ خب تو ادم انتقاد پذیری نیستی! داستانی که ارزش خوندن نداشته باشه بالا بری پایین بیای نداره! چرا درباره ی بقیه داستانا چیزی نگفتم؟ هوم؟ به قول تو من نظرم و گفتم و دلم میخواد بهش احترام بذارین! کاش یاد بگیری به خواسته ی بقیه احترام بزاری! فک کنم کسی که بی فکر حرف میزنه تویی نه من. میدونی چرا؟ چون اون هم سن منه! وقتی نمیدونی برای خودت بهتره که اظهار نظر نکنی! من قبل تر بهش راه و روششو نشون دادم ولی خودش تقلید و ترجیح داد. رو روح و روان ادم تاثیر میذاره؟ اوخی کوچولو! چه روح و روان لطیفی داری عزیزکم :-) تحت تاثیر قرار گرفتم! والا اون سحری که اینطوری سنگش و به سینه میزنی هم هنوز بهم نظر میده با اینکه خیلی وقته وبش نرفتم با این حساب من نمیدونم تو داری از کی حرف میزنی! یه اسم ببر فقط یه اسم! راستی یادم رفت بگم! چه قدر خوب میشه اگه جای بقیه حرف نزنی نه؟ واقعا عالی میشه!
امروزم لیزی چیزی نزاشته بود که بیایو اینقدر تند باهاش حرف بزنی.
چرا اتفاقا! این کارت میدونی مث چی میمونه؟ که یه متن پر فحش بنویسی و وقتی یکی جوابت و داد کامل ویرایشش کنی و بعد بگی اونکه حرفی نزد تو اینطوری میکنی! ترجیح میدم جواب این یکیو ندم چون واقعا ارزش جواب دادن نداره
.بازم فکر کن حق با توعه ولی حداقل یاد بگیر به خواسته ی دیگران احترام بزاری...و قبل حرف زدن اول بهش فکر کنی!هر چیزی رو میشه خیلی راحت بدون دعوا و جرو بحث های الکی بین هم دیگه حل کنی!اما تو فقط می خوای از راه تند خویی بهش برسی!
من به چیزی که برام ارزش نداشته باشه اهمیت نمیدم. و با حرفایی که زدی خواسته ی تو پشیزی برام ارزش نداره. اره من میخوام از راه تندخویی بهش برسم و تا الان کسی مشکلی نداشته تو هم بهتره عقده هات و سر یکی دیگه خالی کنی لی لی...اتفاقا من قبل حرف زدن خیلی خوب بهش فکر میکنم! تصورشو هم نمیکنی چه قدر خوب!
 می دونستم همچین حرفی می زنی:)
نه نمیدونستی! میدونی چرا؟ چون تو هیچ، تاکید میکنم هیچ شناختی از من نداری! شاید فقط یه اسم! تو هیچ چیز دیگه ای از من، از احساسم، از افکارم و از رفتارم نمیدونی. تو تو ذهنت از من یه هیولا ساختی و من میخوام به اون هیولا قدرت بدم! میخوام بهت نشون بدم یه هیولای واقعی اونم اونطور که تو تعریفش و میکنی دقیقا چه شکلیه!
مثلا الان حرفای تو برام مهمه؟...من اگه کار اشتباهی کنم خودم بعدا پشیمون می شمو میام از اون شخص عذر خواهی می کنم...اما اندفعه خودمو مسئول این بحث نمی دونم!به خاطر اینکه از همون اولم خودت با این طرز صحبت این بحثو شروع کردی...لیزی اشتباه کرد قبول!اما این طرز بیان واقعا اشتباهه!!!!!
ما که ندیدیم یه عذرخواهی! طرز بیان؟ نظر اول من چه مشکلی داشت؟ تو خودتم قبول کردی لیزی اشتباه کرد! نظر تو با نظر اون فرق داشت پس نمیتونی شکایت کنی! اون از بزرگ شدن و کمبود نظرا شکایت کرد و منم جوابش و دادم. اینکه تو به خاطر یه چیز دیگه رفتی خب پس دلیلت و بگو تا جواب تورم بدم! اینقدرم سنگ لیزی رو به سینه نزن
باید متاسف باشی...چون خودت این بحثو شروع کردی...
بحث؟ من احمق، من خاک بر سر من خنگ فقط نمیخواستم بزارم برین! چه میدونستم اینطوری میشه؟ چه میدونستم تو تصمیم میگیری هرچی تا امروز تو دلت مونده بوده رو یهویی رو کنی و هیچ توجهی نکنی منم ادمم؟ تو فک میکنی من از دعوا خوشم میاد؟ سخت در اشتباهی لی لی عزیز! سخت!
میشه بگی من کجا تهمت زدم یا قضاوت کردم؟میشه؟؟؟؟
بگم؟ سراسر حرفات قصاوت بود! همش قضاوت بود! من از نصیحت کردن متنفرم و چیزایی که تو وبم میزارم صرفا جهت خنده اس! مثلا وقتی میگم بیاین عن گرنج و گرنجر و در نیاریم دارم شوخی میکنم ولی نمیدونم چرا اینقدر ملت بی جنبه شدن و این و نصیحت فرض میکنن! تو میتونی فک کنی نصیحته در حالی که اینطور نیست! تهمت؟ غیر از اینه که سرد شدن روابط و انداختی گردن اون گروه لعنتی؟ اگه غیرازینه بگو! 
تو به نظرت فکر می کنی نظراتت تحمیل کننده نیست!اما از نظر خیلیا هست!
اون خیلیا کین؟ ها؟ بگو دیگه! اینقد هی خیلیا خیلیا میکنی واس من سه تا اسم ببر فقط سه تا! درضمن، تو کی هستی که به خودت اجازه میدی جا بقیه نظر بدی که تا یه چیز میشه خیلیا میکنی؟! که چی بشه؟ چه خوبه اگه جای بقیه اظهار نظر نکنیم...بقیه که شامل همون "خیلیا" میشه خودشون زبون دارن که بیان و حرف بزنن و انتقاد کنن!
برو نظر اولتو دوباره بخون بعد بببن نصیحت کردی یا نه...تموم این نظرات درستو حسابی بودن ولی درک بالایی می خواد تا قبولشون کنی...
درک؟ نه بابا! میدونی با کودوم ر مینویسنش؟ چه عجیب! تو اگه یه ذره درک داشتی، فقط یه ذره، احساسی که خرجت کردم و اینطوری به باد نمیدادی! من نظر اولم و خوندم و مشکلی ندیدم توش!
تو فقط می خوای حرف بزنی اصلا نمی خوای گوش بدی حتی یک لحظه هم نمی خوای حرفامو درک کنی فقطو فقطو فقط می خوای نظر خودتو بهم تحمیل کنی....
تو میتونی اینطوری فک کنی ولی کسی که در اصل داره این کارو میکنه تویی نه من! من ذهنیت خاصی از خودم ندارم اما اونقدری خودمو میشناسم که بگم نصف بیشتر حرفات تهمت محضه! اگه گوش نمیدادم نمیتونستم جواب بدم! من گوش میدم و اگه واقعا قابل درک باشه قبول میکنم اگه نه، ردش میکنم!
من اصلا از غیبت خوشم نمیاد هیچ وقتم نمیام همچین نظراتی که از تفکر اشتباه خودت نوشتی رو بهت نسبت بدم...
تفکر اشتباه! فکر کردی کی هستی که بهم بگی تفکرم اشتباهه یا درست؟ از غیبت خوشت نمیاد؟ چطوری فهمیدی "خیلیا" با "نظراتت" موافقن؟ مسلما حرف زدی باشون! تو منطق من که بهش میگن غیبت حالا نمیدونم تو چی صداش میزنی!
این خودتی که اینجوری در مورد بقیه قضاوت می کنی...اتفاقا حرفات خیلی هم قابل درکه اونقدر که هر دفعه هرچی گفتی بقیه قبولش کردن...اما این حرفت...واقعا اشتباست...من فقط ازت انتظار درک دارم که فکر کنم نشدنیه....
تا حالا دیدی یکی بگه نمک شیرینه و اون یکی تایید کنه؟ نه! چرا؟ چون با تموم وجود قبول داره که اون شخص داره اشتباه میکنه! تو اصرار داری بهم بگی دارم نظرمو تحمیل میکنم چرا؟ چون از یه انتقاد ساده از داستانت بدجور سوختی! چون میخوای اینطوری نشون بدی تا خودت و اروم کنی! میخوای یه طوری به خودت ثابت کنی من دارم نظرم و به بقیه تحمیل میکنم و همه هم باهات موافقن! تو از من هیچ انتظاری نداشته باش لطفا! تو امشب باعث خیلی چیزا شدی که دوست ندارم مطرح کنم! ولی اون خیلی چیزا مهم بودن واس من...تو امروز منو خراب کردی واسه چی؟ من که نمیدونم چیشد یهو عزمت و جزم کردی منو خورد کنی ولی اگه فهمیدی حتما بهم بگو :-) در اخر:
من هر چی که هستم، هر آدم عوضی ای باشم، نمیرم پشتتون به این و بگم! اگرم بگم قسم میخورم همون و جلو رو خودتونم میگم یا قبل تر گفتم! من، هر احمق تندخوی خودرایی هم باشم، دوست ندارم هر روزم دعوا باشه ولی لی لی، بعد این دعوای سخت من ازت خیلی خیلی ممنونم که هرچی تو دلت بود و گفتی. چیزایی که میرفتی پشتم به این و اون میگفتی و اوناهم تایید میکردن تو رو خودم بگو و تاثیرش و ببین. از هر کی که این پست و میخونه و من و میشناسه خواهشمندم بگه. بگه و نذاره چیزی تو دلش بمونه چون من متنفرم که پشتم حرف زده شه و بعد اینطوری غافلگیر شم! من از غافلگیر شدن متنفرم و میدونی چیه لی لی؟
کاش بتونی به خواسته ام احترام بذاری! البته فک نکنم بتونی. چون دیگه حرمت و احترامی نموند بین ما

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Qυαяяєℓ ،
[ سه شنبه 31 مرداد 1396 ] [ 08:47 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
بلوف
کاش وقتی از بقیه انتظار داریم سطحی قضاوتمون نکنن خودمونم اینکارو نکنیم....

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Qυαяяєℓ ، Ƭєχт ،
[ سه شنبه 31 مرداد 1396 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
به تو چه؟
من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟
من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟
تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟
من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟
تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟
من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه؟
تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش.
من اگر مستحق خشم و عتابم ؛به تو چه؟
دُنیا گر چه سراب است به گفتار شما
من به جِد طالب این کهنه سرابم ؛به تو چه؟
تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص!
و من ار رایحه ی مثل گلابم؛ به تو چه؟
من اگر ریش٬ سه تیغ کرده ام از بهر ادب .
و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه؟
تو اگر جرعه خور باده کوثر هستی!
من اگر دُردکش باده ی نابم ؛ به تو چه؟
تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش!
من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه؟
تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان.
من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه؟

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ دوشنبه 30 مرداد 1396 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
شعر غریبانه
بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم
بیخودی حرف زدیم
که بگوییم، زبان هم داریم

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ما هست

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم  ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

بیخودی داد زدیم
که بگوییم، توانا هستیم
و گرفتیم کتابی در دست
که بگوییم که دانا هستیم

بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی  ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

ما حقیقت هارا
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم...؟


Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
:/
یک عدد بیابون بی آب و علف محتاج کمک!
هیشکی نیس چرا :-(

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ چهارشنبه 25 مرداد 1396 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
...
حال من همچو اسیری ست که هنگام فرار
یادش آمد که کسی منتظرش نیست، نرفت

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ سه شنبه 17 مرداد 1396 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
...
مرگ یه رویای قشنگه برای تحمل کابوس زندگی

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ سه شنبه 3 مرداد 1396 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ () ]
Lιηк
وقتی یکی یه لینک جدید میزاره حتما زحمت کشیده و گشته و پیداش کرده...شمام به خودتون زحمت بدین و چشتون به لینکدونی یکی نباشه بد نی...

#مخاطب_خاص!

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ شنبه 31 تیر 1396 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Tнє ѕєcяєт σƒ нαρριηєѕѕ
+ استاد، راز خوشبختی در چیست؟
- بحث نکردن با آدمهای نفهم!
+ استاد، فکر نمیکنم این راز خوشبختی باشد...
- بله بله حق با شماست...!

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ پنجشنبه 22 تیر 1396 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Oηℓιηє
آنلاین شین و جوابمون و ندین ما دوست داریم

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ یکشنبه 18 تیر 1396 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Aттєηтιση
اکثر وبا یه پست ثابت دارن که برای خودشون نیست! برای اینه که شما بخونین و یه سری چیزا رو متوجه بشین...لطفا بی تفاوت ازش نگذرین...

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ شنبه 17 تیر 1396 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Bє ωιтн cυℓтυяє
وقتی یکی میفهمه ناراحتین و میاد دلداریتون بده طوری باهاش رفتار نکنین که انگار "دیر اومدی قبل تو یکی دلداریم داد خوب شدم حالام بزن به چاک" شاید دلش بشکنه...شاید

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƭєχт ،
[ جمعه 16 تیر 1396 ] [ 03:59 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Lσνє

چو عشق آمد چه جای عقل رعناست؟

که کارِ عشق بدمستی و غوغاست

در آن منزل که عشق آمد ستیزان

نباشد عقل آنجا جز گریزان

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ پنجشنبه 15 تیر 1396 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Eяяαтιc
شبی با بید می رقصم ، شبی با باد می جنگم
که من چون غنچه های صبحدم بسیار دلتنگم

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ پنجشنبه 15 تیر 1396 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
...
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم

Sᴜʙᴊᴇᴄᴛs: Ƥσєтяу ،
[ پنجشنبه 15 تیر 1396 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ ƬαƖкнαηɗ ] [ Ƈσммєηтѕ () ]
Lαѕт Ƥσѕтѕ
Ɓℓσg Ƥαgєѕ
href="http://www.tempkade.ir/" target="_blank" rel="nofollow">www.tempkade.ir ]